محمد مهدى ملايرى

78

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بود كه در دوران ساسانى و شايد پيش از آن هم در نوشتن زبان فارسى به كار بردن خط سريانى و حتى به كار بردن كلمات سريانى همچون نشانه‌هائى براى مفاهيم فارسى امرى ناآشنا و بيگانه نبوده ، و اين امر چنان كه خواهد آمد صرفا ارتباط با خط داشته نه زبان كه در همه حال فارسى خوانده مىشده ، نوشتن فارسى با خطى غير از فارسى منحصر به خط سريانى نبوده بلكه برخى از پيروان مذاهب ديگر كه از خود خطى داشته‌اند نيز فارسى را با خط خودشان مىنوشته‌اند محققان تاكنون به نوشته‌هائى به زبان فارسى و به خط عبرى و مانوى دست يافته‌اند « 1 » و بسا كه با پيشرفت تحقيقات به نوشته‌هاى ديگرى به همين زبان و با خطهاى ديگر نيز دست يابند . با فارسى سريانى يعنى فارسىاى كه با خط سريانى نوشته مىشود به يكى از مباحث مهم زبان فارسى در اين دوران انتقال يعنى مسأله خط مىرسيم كه بسيارى از مشكلاتى كه در آن بوجود آمده ناشى از همين مسأله و آميختگى آن با مسأله زبان است . شايد بهترين نمونه‌اى كه بتوان براى اين دشواريهاى ناشى از آميختگى مسائل خط و زبان ذكر كرد هزوارش موجود در متون پهلوى باشد كه سالهاى سال يكى از مشكلات زبان پهلوى به‌شمار مىرفت و موجب سرگردانى محققان آن رشته و باعث بدفهمى بسيارى از متون پهلوى گرديده بود و سرانجام پس از راه‌يابى به شناخت آنها كه آن هم به راهنمايى روايت ابن مقفع « 2 » صورت پذيرفت معلوم شد كه آن مشكلى مربوط به خط بوده نه زبان . در اينجا شايد تذكر اين نكته لازم باشد كه در روايت ابن مقفع دربارهء هزوارش يا زوارشن و همچنين در مجموع روايتى كه ابن نديم از او دربارهء خطهاى فارسى زير عنوان « الكلام على القلم الفارسى » « 3 » آورده در هيچ‌جا ذكرى

--> - فارسى و به خط سريانى . آگاهى بيشتر دربارهء اين دو نامه را در مقاله « بعضى از كهن‌ترين آثار نثر فارسى تا پايان قرن چهارم » از استاد دكتر غلامحسين صديقى ، ص 5 - 6 خواهيد يافت . ( 1 ) . همان مأخذ . ( 2 ) . « و لهم هجاء يقال له زوتارشن . . . ( 3 ) . ابن مقفع در اين روايت از هفت خط فارسى نام برده كه پنج تاى آنها تا زمان ابن نديم هم -